تبليغاتX
شهدمعراج


یک پرنده در قفس جا مانده پروازش دهید

او که بالش را شکسته ای جلیلا مرهمی

پس تو ای شاه پرستو رمز پرواز را به نام اسم شب

اولش را گوش زد فرما

راه پروازم دگر هموار شود

من همان جا مانده ی کوچ پرستوهایم ای غربال فلک

من الان دانسته ام خور دم کلک

راه پروازم هموار بود

من چرا جا مانده ام ؟؟؟   من چرا جا مانده ام؟؟؟

                 از همه بیچاره ها بیچاره ام         


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم بهمن 1387;ساعت 21:57;  توسط محمدرضاقربانی; 

غواصان-2


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم بهمن 1387;ساعت 13:26;  توسط محمدرضاقربانی; 

غواصان-


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم بهمن 1387;ساعت 13:22;  توسط محمدرضاقربانی; 

یکروز خواستم خودم رامیان خوبان جابزنم وگلچین زمانه وقتی دربین گلهای چیده شدهناقابلی رادید ..رهایش کرد..دربیابان تیه ومن شرمنده ازجان گرانیم
ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  سه شنبه یکم بهمن 1387;ساعت 10:3;  توسط محمدرضاقربانی; 


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم تیر 1387;ساعت 13:21;  توسط محمدرضاقربانی; 

من قطره ناچيزم و دريا زهرا          اميد من است در دو دنيا زهرا

   گيرند اگر نوار قلبم روزي         گويد ضربان قلب من يا زهرا

 

میلاد بانوی دو عالم حضرت فاطمه زهرا (س)  بر تمام شیعیان جهان اسلام گرامی باد .

 


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387;ساعت 9:30;  توسط محمدرضاقربانی; 

شهادت حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)

اي هميشه جاري! اي بهار کوتاه! در شکوه مقام تو حيرانم که معنويت رشته هاي چادرت دست نياز مي آويزد و معرفت به غبار آستان خانه ات بوسه مي زند. برهوت اين دنياي خاکي شايان ميزباني چشمه سار هميشه جاري تو را نداشت. تنها، سراي درد و رنج تو بود. تو که در آينه زخم ها و داغ ها و در هجران پدر غريبانه زيستي و در وداع شبانه ات با پهلويي شکسته، خانه گلين را به اميد آغوش بهشتي پدر ترک گفتي. اي بانوي ارمغاني معراج! اي الگوي عفاف آب و آيينه! دنيا را واگذاشتي. تو بايد ناشناخته بماني که همگان گنجايش شناخت تو را ندارند. مزار تو بايد مخفي بماند که چشم ها را ياراي گريه تا قيامت بر آن نيست. جهان بايد در حسرت نامت بسوزد و يتيمانه دنبال مزار بي نشاني بدود. تو در کالبد زمان نمي گنجي. سراي خاکي، منزلگاه تو نبود و آفتاب شرمنده از نگاهت ماند. فقط خاموشي و سکوت شب بود که مي توانست تو را تا بي نشاني مزارت تشييع کند. او همراز شب هاي درد و فراق تو بود. او سخن گفتن تو را با فرشتگان شنيده بود.

سرگرداني و پريشاني ماه، تاوان امروز بي عاطفگي و نامردي اهالي مدينه است که در هنگامه شعله خيز در و ديوار، بر پيشاني تاريخ، داغ ننگ زدند.

بر آسمان پر اندوه مدينه اقتدا مي کنيم، بر روانت سلام مي فرستيم و شهادت جانگدازت را به فرزندت؛ به منتقم آخرينت تسليت مي گوييم.


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم خرداد 1387;ساعت 12:30;  توسط محمدرضاقربانی; 

یکی بود یکی نبود زیر گنبد کبود        روزای جبهه و جنگ روزای قشنگی بود

روزای قشنگی بود روزای سخت جدایی    کاشکی ما هم میشدیم کربلایی

 

اما بعد جبهه ها ما از خوبا جدا شدیم      لباس خاکی فراموش شدو بی وفا شدیم

لباس خاکی فراموش شدو بی وفا شدیم.

 

 

 

 

 


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387;ساعت 23:10;  توسط محمدرضاقربانی; 

ای دلاوران بی ادعاو ای فرشتگان فراموش شده ای سربازان حسین قربان مرامتان روز محشر ما را فراموش نکنید شما سیم خاردار را عاشقانه بوسیدید ولی این را بدانید همیشه در دل ما زنده اید.

 


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387;ساعت 23:4;  توسط محمدرضاقربانی; 

به گزارش سايت نويد شاهد،در اين كتاب كه در قطع جيبي و توسط نشر يا زهرا(س) منتشر شده است 14 خاطره و دل نوشته در ارتباط با اين شهيد با عناوين اوايل تابستان 1359 ـ آمريكا، استقابل خدا ـ 1976 ـ لبنان، اوايل بهار 1960 ـ آمريكا، لبنان، نمازخانه دانشكده، نماد همسر لبناني دكتر، نماز با عشق، لمس حقايق زندگي، خجالت از مردم، زيباترين لحظات، آدم هاي زيبا، ديدار با امام، كشته شدن دكتر و رخداد 1360 و مناجات معروف همراه با عكس هاي رنگي زيبايي از عارف جبهه هاي لبنان و ايران منتشر و در اختيار علاقه مندان فرهنگ جهاد و شهادت قرار گرفته است.
در بخش زيباترين لحظات اين كتاب شهيد چمران مي نويسد زيباترين لحظاتم اوقاتي بود كه كاملا يقين داشتم در آغوش مرگ فرو مي روم و هيچ انتظاري از كسي نداشتم و هيچ آرزويي در سر نمي پروراندم.
شهيد چمران در ادامه مي نويسد ستارگان آسمان در آن شب صاف، زيبا و آنقدر دل انگيز بود كه كمتر نظير آن را ديده بود.
از اعماق آسمان بلند در امان سكوت كهكشان عالم چه زمزمه هاي اسرارآميزي مي شنيديم همچنين در بخش كشته شدن دكتر اين كتاب به نقل از مقام معظم رهبري مي خوانيم من شاهد بودم كه چمران بارها تا دل خطر پيش رفته بود چمران بارها در وضعيتي قرار گرفته بود كه بايد كشته مي شد منتهي نجات پيدا كرده بود. يك بار از اين دفعات، تركش كوچكي به مغزش خورد و اين حادثه به وقوع پيوست والا اگر بخواهيم دفعه اي را كه چمران درآن شهيد شد با دفعات ديگر مقايسه كنيم اين دفعه خطر پذيري چمران بسيار كمتر بود.

ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387;ساعت 22:55;  توسط محمدرضاقربانی; 

.